طی به خواب رفتن تاتجانا از سنت پترزبورگ فرار می کند و فکر می کند مردی پیدا کرده است که می تواند او را ببرد. در عین حال در مکزیکوسیتی جامپینون به دنبال یافتن دوست دختر می گردد. در لس آنجلس آشا متوجه می شود نامزدش به او خیانت کرده و در کنیا، متیو در حال تلاش برای ورود به فرهنگ رپ نوپا در نیروی بره برخلاف. گروه بازیگران با فشار اجتماعی برای خلق ترانزیت روبرو می شوند: تاتجانا از روسیه به مکزیکو سیتی برای یافتن معشوقش می رود و آشا برای نایروبی برای فیلمی برای پروژه فارغ التحصیلی خود. در مکان های جدیدشان شخصیتها به هم می رسند و داستان ها به دو تبدیل می شوند: عشق همراه می شود اما روابطشان به سادگیِ نخستین نیستند، زیرا می فهمیم که همهٔ داستان هایشان به هم گره خورده است.