دو دوست به نامهای شاهروخ و سیاوش، راهی جنایی را انتخاب کردهاند. با کمک دختری که در تقلبهایشان به آنها کمک میکند، تلهای برای یک جنایتکار ثروتمند میگذارند و تمام داراییاش را میدزدند و او را به زندان میفرستند. شاهروخ به قمار اعتیاد دارد و برای برنده شدن پول زیادی تقلب میکند. اما سیاوش با این کار مخالف است. تقلب شاهروخ فاش میشود و مافیا قمار به او ۲۴ ساعت مهلت میدهد تا سه برابر پولی که گرفته را برگرداند، وگرنه جانش را از دست میدهد. و بدین ترتیب بازی خطرناکی بین این دو و مافیا آغاز میشود.