در حال غرق شدن در بحران میانسالی و احساس بیارتباطی با خانوادهاش، بن مارکوس، ویرایشگر تلویزیون واقعنما، فکر میکند تنها با تحقق رویای خود برای تبدیل شدن به یک کمدین حرفهای میتواند خوشحال باشد. بن روتینهای استندآپ خود را در یوتیوب منتشر میکند، اما ویدیوها شکست میخورند. سپس پسر نوجوانش ویدیوهایی از بن که در یک پروژه بهبود منزل به شدت شکست میخورد را منتشر میکند و به ناچار این ویدیوها به شدت محبوب میشوند و کارنامه اجتماعی بن به عنوان پدر سلفی آغاز میشود. با اینکه او به سرعت به یک پدیده برنده جوایز تبدیل میشود، هیچ مقدار موفقیتی به بن رضایت نمیدهد. از طریق دوستیاش با یک همکار جوان، میکی، بن راز یک خانواده شاد را پیدا میکند... با یک کتاب مقدس در یک دست و گوشیاش در دست دیگر.