پس از خیانت، لیوی به قتل دوستش میانجامد و با کشتی تفریحی سوار میشود تا زندگیاش را پایان دهد. در آنجا رُییمینگ، بازرگان ثروتمندی که دقیقاً شبیه اوست را ملاقات میکند و برای کمک به بدهیهایش پیشنهاد میدهد. وقتی کشتی در حادثه مرگبار سقوط میکند، روئینگم مرده فرض میشود و لیوی به جای او شناخته میشود. با دیدن راهی برای خروج، لیوی هویت روئیمینگ را به عهده میگیرد و وارد زندگیای جدید میشود که بر پایه فریب بنا شده است.