ی دیجی با یک همکلاسی قدیمی به نام مینگ روبهرو میشود که او را برای نوشیدن قهوه دعوت میکند اما به جای آن او را مجبور میکند تا برای یک وعده غذا پول بدهد. هنگامی که یک ولگرد وارد میشود و توسط مدیر رستوران رانده میشود، دیجی از او دفاع میکند و حتی به او هدیهای میدهد. دیجی وقتی دوستدخترش، جیکسی، دوباره پیشنهاد ازدواجش را رد میکند، ناراحت است. یی دا یک طلاق گرفته با پسری دهساله به نام شی تینگفنگ است. او با دیجی زندگی میکند و برای امرار معاش هنرهای رزمی آموزش میدهد. از آنجا که شاگردان کمی دارد، دیجی سعی میکند به صحنهسازی مبارزات بپردازد تا مهارتهایش را نشان دهد.