این داستان دو مرد کمی دیوانه است که مجبور به ترک شهر خود میشوند، جایی که جشنواره سالانه روزهای گوجهفرنگی بزرگترین جاذبه است و به لندن میروند تا کار کنند. اما باید گفت که این سفر طبق برنامه پیش نمیرود، که توصیف بسیار ملایمی از آنچه بعد از آن اتفاق میافتد است. شخصیتهای اصلی در ابتدای کار به دلیل یک مهمانی پر از آشفتگی از هم جدا میشوند. سفر بعدی پر از شخصیتهای شگفتانگیز است. بین آنها میتوان کامیونداران، تاجران کاروانهای کولی، اشغالگران آنارشیست، مجرمان سابقهدار که از سیستم عدالت لهستان فرار میکنند یا کارمندان کلوپهای گُو-گُو را پیدا کرد.